جنگ انرژی قرن بیستویکم دیگر درباره نفت نیست

به گزارش خبرنگار دانش و فناوری خبرگزاری دانشجو، سیستمهای برق جهانی در حال رسیدن به مرزهای خود هستند، زیرا مراکز داده در چند منطقه متمرکز شدهاند و شبکههای برق را تحت فشار قرار داده و ژئوپلیتیک انرژی را بازترسیم میکنند.
زمانی بزرگترین نبردهای جهان بر سر انرژی در بازارهای نفت، از طریق خطوط لوله، پالایشگاهها و مذاکرات اوپک شکل میگرفت. امروز این نبردها به عرصهای کاملاً متفاوت منتقل شدهاند: مراکز داده.
انبارهای عظیم، بیپنجره و غولپیکری که در حاشیه شهرها قرار گرفتهاند، به زیرساخت اصلی قرن بیستویکم تبدیل شدهاند؛ و ابعاد آنچه در حال ساخت است، واقعاً حیرتانگیز است.
در گزارش نوامبر «چشمانداز جهانی انرژی ۲۰۲۵» آژانس بینالمللی انرژی (IEA) اعلام شد که جهان در سال ۲۰۲۵، ۵۸۰ میلیارد دلار برای مراکز داده هزینه خواهد کرد؛ یعنی ۴۰ میلیارد دلار بیشتر از مجموع هزینه جهانی برای تأمین نفت جدید.
کشورها بر سر نفت جنگیدهاند. در جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸)، هرچند مسائل ارضی مهم بودند، اما کنترل مناطق نفتخیز مرزی نقش بزرگی داشت. در جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۰، حمله عراق به کویت با مسئله نفت گره خورده بود؛ و کشورهای جهان برای دلایل بسیار کمتری نیز وارد جنگ شدهاند.
گزارش IEA یادآور میشود:
این مقایسه، نشانه قابل توجهی از ماهیت در حال تغییر اقتصادهای مدرن و بسیار دیجیتالیشده است.»
یک جمله که چرخشی جهانی را به تصویر میکشد: شوک جدید انرژی اصلاً درباره سوختهای فسیلی نیست، بلکه درباره محاسبات است.
تقاضای سیریناپذیر هوش مصنوعی برای برق
آموزش، اجرای و ذخیرهسازی مدلهای هوش مصنوعی به مقدار عظیمی برق نیاز دارد و تقاضا بسیار سریعتر از پیشبینیها در حال افزایش است. طبق گزارش IEA، تنها مصرف برق سرورهای هوش مصنوعی تا سال ۲۰۳۰ پنج برابر افزایش مییابد و موجب دو برابر شدن مصرف برق مراکز داده در سراسر جهان خواهد شد.
آنچه این مسئله را چشمگیرتر میکند، متمرکز بودن این رشد است. آمریکا، چین و اروپا ۸۲٪ ظرفیت مراکز داده جهان را در اختیار دارند و تا پایان این دهه بیش از ۸۵٪ رشد جدید نیز به همین سه منطقه تعلق خواهد گرفت.
در آمریکا، مراکز داده تقریباً نیمی از رشد مصرف کل برق کشور تا سال ۲۰۳۰ را به خود اختصاص خواهند داد — سهمی بسیار عجیب و غیرعادی برای تنها یک بخش.
رویدادهای نوامبر نشان داد که این مسئله چقدر جدی شده است. همان ماهی که IEA هشدار داد، صنعت هوش مصنوعی شاهد هجوم جهانی پروژههای ابرمقیاس بود.
اوپناِیآی و فاکسکان شراکت ساخت سختافزار اختصاصی سرورهای هوش مصنوعی در مقیاس صنعتی را اعلام کردند: شامل رکهای پیشرفته، سامانههای خنکسازی و ماژولهای پردازشی مورد نیاز برای آموزش مدلهای frontier.
سافتبانک نیز اعلام کرد با عربستان سعودی یک «ابرخوشه» عظیم هوش مصنوعی ایجاد خواهد کرد که بخشی از آن با انرژی خورشیدی فراوان این کشور تغذیه میشود.
اما هر چیزی محدودیت دارد. نخستین محدودیتهایی که جهان با آن روبهرو شده است، در سیلیکون نیست، بلکه در سیمها، زمین و فلزات است.
یکی از مهمترین هشدارهای گزارش IEA مربوط به شبکه برق است. جهان سرمایهگذاری بزرگی روی انرژیهای نو انجام داده، اما سرمایهگذاری در شبکه انتقال برق تنها نیمی از آن سرعت رشد کرده است. از سال ۲۰۱۵، سرمایهگذاری در تولید برق ۷۰٪ افزایش یافته، اما رشد سرمایهگذاری در شبکه بسیار عقب مانده است.
اکنون صف اتصال مراکز داده به شبکه برق به «سالها» رسیده است.
در آمریکا، اغلب توسعهدهندگان با ۱ تا ۳ سال تأخیر برای اتصال به شبکه مواجهند. در ویرجینیای شمالی (بزرگترین مرکز داده جهان)، این زمان گاهی به ۷ سال میرسد.
در آن سوی اقیانوس، بخشهایی از بریتانیا و اتحادیه اروپا با تأخیرهای ۷ تا ۱۰ ساله مواجهاند و دوبلین تا سال ۲۰۲۸ هیچ اتصال جدید مرکز دادهای را نمیپذیرد. تبدیل «تقاضای دیجیتال به الکترونهای فیزیکی» هر روز دشوارتر میشود، زیرا شبکه توان همراهی ندارد.
گاز همچنان سوخت اصلی رشد هوش مصنوعی است
اگر هوش مصنوعی «نفت جدید» باشد، اکنون جهان در تلاش است بفهمد سوخت این نفت چیست. در آمریکا، پاسخ همچنان گاز طبیعی است.
در سال ۲۰۲۴:
بیش از ۴۰٪ برق مصرفی مراکز داده از گاز تأمین شد.
حدود ۲۵٪ از انرژیهای تجدیدپذیر،
۲۰٪ از هستهای.
و ۱۵٪ از زغالسنگ؛ و اگر توسعه انرژیهای پاک و شبکه برق شتاب نگیرد، نقش گاز بیشتر هم خواهد شد.
تا سال ۲۰۳۵، مصرف برق مراکز داده آمریکا بیش از سه برابر شده و به حدود ۶۴۰ تراواتساعت میرسد. گاز طبیعی بیش از نیمی از این انرژی را تأمین خواهد کرد. باقی آن میان انرژیهای تجدیدپذیر و هستهای تقسیم میشود.
بخش جالبتر، احیای انرژی هستهای در پشت پرده فناوری است. شرکتهای فناوری شروع به امضای قراردادهای بلندمدت خرید برق از نیروگاههای هستهای کردهاند و برخی قراردادها اشاره مستقیم به استفاده آینده از راکتورهای کوچک ماژولار (SMR) ویژه مراکز داده دارند.
اما در پس این ماجرا، مسئلهای عمیقتر و ناخوشایندتر وجود دارد: زنجیره تأمین. مواد مورد نیاز برای سختافزارهای هوش مصنوعی — بهویژه تراشههای پیشرفته — در کنترل چند کشور محدود است:
چین حدود ۹۵٪ سیلیکون فوقخالص، ۴۴٪ مس فرآوریشده و ۹۹٪ گالیوم تصفیهشده را در اختیار دارد.
تایوان تولید تراشههای پیشرفته را در دست دارد.
اروپا تقریباً انحصار ابزارهای لیتوگرافی EUV را دارد.
آمریکا رهبر طراحی تراشه و زیرساخت ابرمقیاس است.
هیچ کشوری مالک همه اجزا نیست؛ بنابراین همه آسیبپذیرند.
IEA هشدار میدهد که همپوشانی وابستگیها میان زنجیره برق و زنجیره دیجیتال میتواند با شتاب گرفتن تقاضای هوش مصنوعی، خطرات امنیتی بزرگی ایجاد کند.
نقشه ژئوپلیتیک جدید با طعم نفت
ترکیب کمبود، جغرافیا و وابستگی باعث شده زیرساختهای هوش مصنوعی شباهت زیادی به سیاست نفت پیدا کنند. در قرن بیستم، کشورها برای خطوط کشتیرانی، چاهها، پالایشگاهها و خطوط لوله رقابت میکردند. امروز، رقابت بر سر مزارع سرور، خطوط انتقال برق، مواد معدنی و خوشههای محاسباتی است.
عربستان سعودی در حال تبدیل شدن به میزبان بزرگ پردیسهای هوش مصنوعی مجهز به انرژی خورشیدی ارزان است.
آمریکا بزرگترین بازار مصرف برق برای هوش مصنوعی خواهد شد.
چین تأمینکننده حیاتی مواد اولیه و ظرفیت ساخت است.
اروپا میان اهداف سختگیرانه زیستمحیطی و رشد دیجیتال سریع گیر افتاده است.
از آنجا که شهرهای شلوغ ظرفیت شبکه کافی ندارند، مراکز داده در مناطق دورتر ساخته میشوند، که مانند رونق نفت و گاز در گذشته، سیاستهای محلی و کاربری زمین را تغییر میدهد.
گلوگاه واقعی عصر هوش مصنوعی
مهمترین نکته گزارش IEA این است که جهان در حال ساخت اقتصادی مبتنی بر هوش مصنوعی است بسیار سریعتر از آنکه آن را درک کند.
مصرف برق مراکز داده تا سال ۲۰۳۵ سه برابر میشود، اما این رقم هنوز کمتر از ۱۰٪ رشد کل مصرف برق جهان است. روی کاغذ قابل کنترل به نظر میرسد.
مشکل در محل تجمع این تقاضا است. این رشد در چند منطقه محدود متمرکز شده و شبکه برق آن مناطق را به مرز فروپاشی میرساند. به همین دلیل امروز کمبود مس، تاخیر در تولید ترانسفورماتور و صفهای طولانی اتصال شبکه به موضوع رایج در بحثهای هوش مصنوعی تبدیل شده است — موضوعی که سه سال پیش کاملاً مضحک به نظر میرسید.
ما در حال ورود به چیزی هستیم که IEA آن را «عصر برق» مینامد؛ جهانی که در آن تا سال ۲۰۳۵ تقریباً نیمی از اقتصاد جهان برق را به عنوان ورودی اصلی انرژی خود مصرف خواهد کرد.
ما اغلب میگوییم «داده، نفت جدید است»، اما این شعار نکته اصلی را از قلم میاندازد. گلوگاه واقعی عصر هوش مصنوعی داده نیست، بلکه انرژی است.
نفت، ماشینهای شکلدهنده قرن بیستم را به حرکت درآورد.
برق، هوشی را تغذیه خواهد کرد که قرن بیستویکم را شکل خواهد داد؛ و مسابقه برای تأمین این برق، بیصدا تعیین خواهد کرد چه کسی آینده را خواهد ساخت.